|
اندكي درگيري و بگو مگو خواهند داشت، اما در نهايت، با يك ديگر خوب كنار مي آيند.
|
موش |
|
خوب است. گاو به حرف ها و نصايح موش توجه مي كند.
|
گاو |
|
موش پدر نمي تواند براي بچه ببر مفيد باشد.
|
ببر |
|
موش ها از بچه گربه خود مي ترسند و حق هم دارند!
|
گربه |
|
موش پدر و مادر مقهور اژدها مي شوند و اژدها با فخر بر آنها منّت مي گذارد.
|
اژدها |
|
مار با دلربايي و مهرباني هر كاري را كه دوست داشته باشد، انجام مي دهد.
|
مار |
|
اسب از خانواده گريزان است و در جواني خانه را ترك مي كند، زيرا پدر و مادرش به شدت
باعث اذيت و آزار او مي شوند.
|
اسب |
|
واي! ... اما موش پدر هميشه ديدگاه هاي دختر خود را درك مي كند.
|
بز |
|
موش ها بچه ميمون ها را بيش از حد دوست دارند و لوس باز مي آورند؛ به خصوص اگر بچه
پسر و مادر موش باشد.
|
ميمون |
|
بحث و جدل هاي زيادي پيش خواهد آمد؛ اما عاقبت، با هم كنار مي آيند. خروس بچه بسيار
خوبي است.
|
خروس |
|
هرگز به درك كامل نمي رسند؛ زيرا هيچ وجه مشتركي با هم ندارند. با اين همه سگ، طبق
معمول وظايفش را انجام خواهد داد.
|
سگ |
|
آنها با هم ساخت و پاخت مي كنند، به خصوص پدر موش و دختر خوك. خشونت موش كمي تقليل
مي يابد.
|
خوك |