|
سگ با وجود حس وظيفه شناسي و حسن نيت خود، زياد به موش علاقه ندارد.
|
موش |
|
هر دو كج فهم هستند. آنها درباره هم قضاوت مي كنند و نقص ها و كمبود هاي يك ديگر
رامي يابند.
|
گاو |
|
خوب است. سگ به فرزندش بسيار مي بالد و امكانات زيادي برايش فراهم مي كند.
|
ببر |
|
اين دو با هم خوب مي سازند. اگر پدر در سال سگ متولد شده باشد و دختر در سال گربه،
چه بهتر!
|
گربه |
|
اين دو هرگز با يك ديگر كنار نمي آيند. سگ هوشيار است و اژدها نمي تواند انتقادات
مداوم او را نسبت به خود تحمل كند.
|
اژدها |
|
سگ احساس مي كند مار در آستين خود پرورده. او تفكرات هوشمندانه را دوست ندارد.
|
مار |
|
اين موضوع كه اسب دوست دارد به راه خود برود براي سگ مهم نيست؛ بلكه خود پسندي اسب،
سگ را نگران و نااميد مي كند.
|
اسب |
|
مشكل است. سگ با نااميدي دست از بز مي شويد.
|
بز |
|
سگ، ميمون را جدي نمي گيرد، ميمون نيز همين طور.
|
ميمون |
|
هر دو از هم دوري مي كنند. اين دو هيچ وجه مشتركي ندارند و بلند آوازي خروس باعث
رنجش سگ مي شود.
|
خروس |
|
بهتر از اين نمي شود؛ هر چند براي اعضاي ديگر خانواده، كمي خطرناك به نظر مي رسد.
|
سگ |
|
بله، گرچه بي تجربگي و خشونت خوك سگ را ناراحت مي كند.
|
خوك |